چند روزیه دارم فکر میکنم شاید من از اونایی هستم که سالها بعد آدمها میفهمن چی میگفتم! البته یه امکان دیگه هم هست: این که از شانس بدم آدمهای دور و برم همه آدمهایی مخالف من باشن که حرفام رو نمیفهمن.
نمیدونم!
یه نظریهای دارم که حال دوست دارم اینجا اون رو از خودم در کنم و مشتاقم که نظر شما رو بدونم.
به نظر من مهمترین نشانه خودخواهی آدمها اینه که دوست دارن بچهدار بشن و همه هم میخوان که بچه از خودشون باشه! اونم تو این جامعهای که اولاً این همه بچه هست که نیاز به ما داره. دوماً ما نمیتونیم مطمئن بشیم که میتونیم یه آدم خوب و به درد بخور تحویل اجتماع بدیم یا نه. همه ما فقط فکرمون اینه که باید بچه از خودم باشه. حتی حاضر هم نیستیم که فکر کنیم مگه خود من چه گلی به سر کی زدم که حالا بخوام یکی مثل خودم تولید کنم؟!
من میگم این اوج خودخواهی آدمهاست که میخوان نسلشون ادامه پیدا کنه. و به نظرم اوج انسانیته اگه بتونیم به جای این که نسلمونو ادامه بدیم، بچههای دیگران رو که نیاز زیادی به ما دارن مثل بچه خودمون (!) نگهداری و کنیم و از اونا (که معلوم نیست شاید معتاد میشدن یا دزد یا قاتل یا ...) یه آدم خوب و مفید تحویل کشورمون بدیم.
یه روانشناس به من گفت که این نیاز طبیعی آدمهاست که میخوان نسلشون منقرض نشه و این طبیعیه که هر کسی بچه خودشو بیشتر دوست داره. حالا ببینید این توجیه منو چقدر قبول دارین؟
من میگم این که دوست داشته باشیم نسلمون بمونه و از بچه خودمون خیلی خوب مراقبت کنیم و بچههای دیگه رو مثل بچه خودمون دوست نداشته باشیم که کار شاقی نکردیم. این کارو هر حیوونی میکنه!!!
هر حیوونی به یه سنی که میرسه جفتگیری و تولید مثل میکنه و بعد هم از بچههاش مراقبت میکنه تا یه سنی و بعد دیگه مأموریتش تمومه.
یعنی فرق ما با حیوون فقط اینه که مدت بیشتری از بچههامون مراقبت میکنیم و شاید تعداد بچههامون کمترن؟؟؟؟ پس انسانیتمون چی میشه؟ اگه انسانیم باید بتونیم انسانهای دیگه رو هم به همون اندازه که بچههای خودمونو دوست داریم، دوست داشته باشیم. این کاره که از عهده حیوون بر نمیاد!
دوست دارم نظراتون رو در این مورد بدین و با هم بیشتر بحث کنیم. (شاید این جبر اجتماعی بچهدار شدن رو راحتتر پذیرفتم
)
مشتاقانه منتظر نظرات شما هستم.